فمینیست ها با التزام به ضرورت نادیده انگاری تفاوت های جنسی و طبیعی میان زنان و مردان، از آزادی روابط زن و مرد و حتی اختلاط آزاد جنسی آنان در مدارس، حمایت و به آن توصیه کرده اند. جوامع غربی این توصیه را مانند توصیه ی پیشین (فرصت های برابر شغلی برای زنان و مردان) تحت تأثیر جنبش های فمینیستی پذیرفتند و دقیقاً اجرا کردند و جامه ی عمل پوشاندند، به گونه ای که مدارس و ورزشگاه های مختلط از نماد های برجسته ی آن است، اما این تمام داستان نیست. ناگفته پیدا است که روابط آزاد جنسی، بستری مناسب برای رشد و گسترش تمایلات جنسی است. نظریات روان کاوی در مورد رفتار جنسی مؤید این واقعیت است، برای مثال، می توان به نظریه ی «هورنای» درباره ی تمایلات جنسی اشاره کرد. هورنای معتقد است علت این که گاه نیاز به محبت به صورت تمایلات جنسی در می آید، عوامل مختلفی از جمله اوضاع و احوال فرهنگی و تربیتی است. در اجتماع هایی که روابط جنسی آزاد است، بسیاری از احتیاجات روانی شکل تمایلات جنسی پیدا می کنند و به صورت عطش جنسی در می آیند.(1)
مطالعات و تحقیقات اجتماعی که جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی در آمریکا و کشور های اروپایی انجام داده اند، نیز مؤید نظریه ی فوق است. «هانت» نتایج تحقیقات خود را درباره ی رفتار های جنسی در مردان و زنان در مقایسه با تحقیقات «کین» در سی سال گذشته در کتابی به نام رفتار جنسی نگاشت که در اوایل دهه ی 1970، موسسه ی play boy آن را منتشر کرد. نتیجه ی مقایسه ی تحقیقات هانت و کین در 24 ایالت از ایالات متحده انجام شده، بیانگر آن است که در دهه های اخیر، آمیزش جنسی قبل از ازدواج بر اثر آزادی های جنسی افزایش یافته است، اما آمریکاییان سعی داشته اند که نتایج تحقیقات هانت را اشتباه جلوه دهند تا خود را از مشکلات مربوط به آن برهانند.(2)
گزارش نشریه ی آمریکایی ریدرز دایجست در سپتامبر 1996 نیز نظریه ی«هورنای» و نتایج تحقیقات «هانت» را تأیید کرد. طبق این گزارش، هر ساله 350 هزار دختر نوجوان آمریکایی در سنین بین 15 تا 19 (دوره ی دبیرستان) به سبب ارتباط های نامشروع آبستن شده و فرزندان غیر قانونی خود را به دنیا می آورند که این آمار در دهه های اخیر، سال به سال در حال افزایش است. این دختران با رویایی چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگی ایده آل و دست یابی به یک شغل مناسب، به این ارتباط غیر قانونی روی می آورند، ولی بسیار زود پرده های سراب گونه ی این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگی روی خود را نشان می دهد و متأسفانه این بیداری درست در زمانی به دست می آید که این دختران نوجوان دیگر شأنی برای برخورداری از یک زندگی سالم و ایده آل ندارند.
برچسب:
نویسنده: مجنون الحسین ع